تبليغاتX
ِام نخعی فر

ِام نخعی فر

زبان سرخ و سر سبز را توامان داشتن نشانه آزادی است ( خودم )

بعد از آن همه خبر بد و ناگوار و تلخی که این روزها شنیدیم و دیدیم امروز عصر به حول و قوه اللهی با اتقافات و آرامشی که برقرار شد نوید این مطلب آمد که انشاء الله نا آرامی ها به پایان رسیده است

ای کاش اصلا از همان اول به اینجا نمیرسید اما خوب همین جا هم که متوقف شود بسیار غنیمت است

امید دارم آن دسته از افراد مترصد شلوغی و آ شوب که بهترین راه را برای فرار از قانون و عدالت واقعی به پا کردن یک جنجال بزرگ میدانستند از این وقایع عبرت بگیرند و دست از شیطنت بردارند و بگذارند ایران و ایرانی در کمال آرامش به حقوقش برسد

به عنوان یکی از طرفداران آقای مهندس موسوی عزیز عمیقا اعتقاد دارم در این شرایط هیچ چیز به اندازه آرامش و ابراز اعتراض های مسالمت آمیز و مدنی به ایشان نمیتواند کمک کند و بر عکس بزرگترین عامل بی اثر کردن تلاشهای مهندس موسوی برای احقاق حقوق قانونی مردم همین اغتشاشات و درگیری ها و آشوب هاست که به قاطعیت باید عرض کرد هرگز به نفع خود ما و ایشان نیست

به همه خودی ها ( منظور تنها طرفداران مهندس موسوی نیست بلکه همه کسانی است که دل در گرو اعتلای " جمهوری اسلامی " ( به فرموده حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه ) ) نه یک کلمه بیش نه یک کلمه کم دارند )هم عرض میکنم و عاجزانه تقاضا دارم ضمن پیگیری همه حقوق قانونی خود به دام مترصدین نا آرامی و آشوب نیفتند که در صورت وقوع عواقبش به نفع هیچ یک از ما نیست

به غیر خودی ها هم  نصیحتی دارم که بدانند و آگاه باشند روزی این وقایع هم تمام میشود و به قولی زمستان در گذار و سیاهیش بر دیوار ماندگار خواهد بود و آنگاه باید در دادگاه  وجدان عمومی جوابگوی اعمال زشت ، غیر قانونی و آشوب بر انگیز خود باشند

زنده باد ایران  سربلند باد جمهوری اسلامی    ،   درود و سلام خداوند بر همه آنان که خواهان ایرانی آباد و آزاد و پیشرفته هستند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/27ساعت 9:0 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

نمی خواستم حالا حالا ها بنویسم ، راجع به اینکه باید الان نوشت یا نه هم زیاد فکر کردم و البته اونچه که برام نتیجه شد این بود که میبینید ، یعنی بنویسم

این روزها وطن آریائی ما روزهای تلخی را  پشت سر میگذراند که از ان صبح شنبه " شوک انگیز" شروع شد که به عقیده من حتی طرفدارهای دو آتشه آقای ا.....ن..... هم فکر نمیکردند با این موج سبز که تمام ایران را در بر گرفته بود جای امید واری باشد ( من برعکس خیلی ها روستاها رو از ایران جدا نمیکنم و اعتقاد دارم در دوره دهکده جهانی زندگی میکنیم و مردم دور افتاده ترین روستاها هم به اطلاعات سالم دسترسی دارند )طرفدارهای آقای موسوی که جای خود را دارد الحق که باید اذعان کرد این سال و ماهها اینگونه  ایران شوکه نشده بود چه اینوری ها چه اونوریها

اما مطلب اصلی من امروز راجع به چیز دیگری است در این مطلب نه قصد دارم انتخابات رو به تقلب محکوم کنم و نه چیزه دیگری (که البته بحث تقلب انتخابات در جای خود جای بحث های فراوان دارد )

هدف من معرفی مسببین واقعی وقایع تلخ اخیر است ، به عقیده من چه جا دارد وقتی برگزار کنندگان انتخابات خیال تقلب ندارند و اصولا تقلبی هم نخواهد شد با بازرسان و ناظرین کاندیدا ها اینگونه برخورد شود (شاید عده ای بگویند قانون اینگونه است و من خواهم گفت در انتخاباتی اینچنین حساس جا داشت قانون را هم عوض کرد تا هیچ شبهه ای برای هیچ کس باقی نماند )

بهتر نبود به جای این همه نیرو و انرژی که اینروزها صرف زد و خورد ها میشود که البته برای هم مردم و هم پلیس هزینه ای بسیار سنگین دارد آن زمان که ما قصد تقلب در انتخابات را نداشتیم وخود را برنده ماجرا هم میدانستیم به رقیب اجازه میدادیم  شاهد و ناظر بر همه مراحل انتخابات باشد تا دیگر شبهه ای برای هیچ کس حتی رقبای سرسخت هم باقی نماند

به عقیده من بعضی از تحرکات حامیان افراطی آقای ا.......ن...... باعث همه این وقایع تلخ است همانها که دوست دارند به هر قیمتی عزیزشان بر اریکه قدرت تکیه بزند والا اگر آنها خود را برنده میدانستند و آراء هم به نفعشان بود چه احتیاج به این همه ایجاد تشنج و شبهه (بوجود آوردن اطاقی برای تجمیع آراء و بیرون دادن نتیجه آراء تنها در کمتر از ۵/۱ ساعت بعد از پایان رای گیری ها وبیرون ندادن ریز آمار تا دو روز بعد وقرار ندادن تعرفه و بستن درب بعضی از مکان های رای گیری برعکس رویه رای گیری های همیشگی و .....)  

  باری عزیزان این روزها وطن آریائی ما شاهد صحنه های بسیار تلخی است که شاید تا سالهای سال نتوان این صحنه ها را فراموش کرد

 

 

پی نوشت : وقتی در کرمانی که اولین تظاهراتش بر علیه شاه در ۲۲ بهمن ۵۹ اتفاق افتاد این اتفاقات میافتد میباید گفت واقعا " اینک آخر الزمان است "

 

پی نوشت (۲): راستی شمردن ۴۰ میلیون رای دستی  در کمتر از۵/۱ ساعت از پایان رای گیری  هم جزء معجزات بود مگه نه ؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/26ساعت 4:14 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

بدانید و آگاه باشید همه کسانی که به بهانه های مزخرف در این شرایط سخت مردم را تنها گذاشتند و به خیال خودشان جمهوری اسلامی و انتخابات را تحریم کردند خائن به ایران و مردم ایران هستند و روزی در دادگاه مردم ایران محاکمه خواهند شد

نتیجه هم هر چه باشد تفاوتی در این مسئله نخواهد کرد

+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/22ساعت 8:34 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

این سطور را نه به هدف تخریب آن و نه به طرفداری از این مینویسم ، این سطوررا به این دلیل مینویسم که همگان بدانند اگر دوستان آقای  ا.....ن..... دلیل قانع کننده ای برای این حقیر داشته باشند به اسم اعظم خداوند تغییر رویه داده و به طرفداری از آقای ا...ن... در خواهم آمد اما اگر دلیلی قانع کننده پیدا نکردید لطفا توهین نفرمائید و شما به آغوش ملت ایران بازگردید

بحث من در مورد مبارزه با مفاسد اقتصادی است که برای همه ما و همه مردم بسیار جذاب بوده و خواهد بود و اصولا فکر نمیکنم کسی حتی نیمه عقلی داشته باشد و راضی باشد حق و حقوقش را به فلان آقا زاده ویا خواهر زاده و یا فلان باجناق بدهند ، این قطعی و کاملا طبیعی است این اول نظر مردم است و البته تنها دلیل رای دادن مردم با آقای ا....ن.... ناشناخته بوده است ، دلیلی که تا همین شب انتخابات از طرف ایشان فراموش شد

بنده به چند دلیل عقیده دارم هدف آقای ا...ن.... از طرح مفاسد اقتصادی تنها یک عوام فریبی و جمع آوری رای سطوح پائین جامعه که اتفاقا به برکت وجود مبارک ایشان در این روزها چندین برابر شده اند میباشد وگرنه دلیلی دیگر برای طرح چنین مباحثی در شب های ملتهب انتخابات دیده نمیشود

۱- دلیل اول من این است که چرا آقای ا...ن..... که ۴ سال در مصدر قدرت و کرسی ریاست جمهوری بوده اند و از حمایت نسبی مجلس و حمایت مطلق شورای نگهبان و برخی محافل قدرت برخوردار بوده اند تا با امروز در این موارد که فرمودند سکوت کردند ایشان حداقل میتوانستند با معرفی و ذکر موارد تخلف این دوستان به قوه قضائیه حتی اگر قوه قضائیه مماشات میکرد و کاری انجام نمیداد به مردم ثابت کرده باشند برای برخورد با مفسدین اقتصادی بسیار مصمم هستند وگرنه حتی اگر قرار بود با همین سبک مناظره، ما مفسدین اقتصادی را بدون محاکمه و رای دادگاه محکوم کنیم باز هم این کار را میشد و میبایست خیلی پیشتر ها میکردیم تا مشخص شود ما بدنبال کوتاه کردن دست مفسدین هستیم و نه استفاده ابزاری از این به قولی افشاگری !!!! ها

۲ - دلیل دوم من هم است که اگر بناست مفسدین اقتصادی بدون در نظر گرفتن احکام دادگاه و محاکمه و صرفا به دلیل داشتن ثروت زیاد به مردم معرفی کنیم چرا از اطرافیان خود شروع نمیکنیم ؟

چرا آنانکه در کنار ما با ثروت های افسانه ای اثبات شده قرار دارند به مردم معرفی نمیشوند ، عدم اقدام در معرفی دوستان و اطرفیان آقای ا...ن... این شبهه را ایجاد میکند که آنانکه جزء طرفداران شما هستند از گزند طعنه ها و افشاگری های شما در امانند و بالعکس

در مورد اطرفیان آقای ا...ن.... هم مثال زیاد است و من تنها به ذکر چند مثال بسنده میکنم و فکر میکنم برای جواب دادن دوستان همین ها کافی باشد و  من ضمن عدم اسم بردن از ایشان این را عرض میکنم نوشته های من به هیچ وجه بر بال شایعات و شنیده های تائید نشده سوار  نیست به این دلیل که بازار شایعات در مورد اطرافیان آقای ا...ن..... بسیار داغ است و البته برای کسی که بخواهد منصف باشد غیر قابل استناد

اولین کسی که در اطراف شما ثروتی اثبات شده دارد دوست بسیار عزیز شما آقای ص ....م ..... است (که البته بحث من فقط در مورد وجود چنین ثروتی است که دوست و دشمن آن را میدانند و کاملا اثبات شده است ) و من از شما دوستان میپرسم چه چیزی یک فرمانده نظامی را ظرف چند سال کوتاه تبدیل به کارتل بزرگ اقتصادی میکند ؟ این ثروت افسانه ای از کجا بدست آمده است ؟ اگر بگوئید ایشان تجارت کرده اند و از راه حلال است همین دلیل را پسران آقای هاشمی و ناطق در مورد ثروتشان (درصورت اثبات ) خواهند گفت و خواهند گفت تجارت کرده اند  وثروتشان  از راه حلال است وگرنه  اگر آن حلال است این هم حلال است اگر آن ثروت رانت خواری است این یکی هم همین طور است ، اینها منطقی ترین دلایلی است که آنها خواهند آورد

دومین کسی هم که در اطراف شماست و ثروتمند ، آقای ع....آ .... است که اخیرا فرزندش هم در مورد فساد در تربیت بدنی تهران بازداشت شده است و صاحب یک ساختمان شش طبقه و بسیار مدرن ورزشی طبی در سعادت آباد تهران است ، لطفا شما بفرمائید فرزند یک مقام دولتی با حقوق حداکثری ماهانه ۵ میلیون تومان چگونه میتواند صاحب چنین دم و دستگاهی باشد

سوم هم آقای ر... است که تا به حال به گفته رسانه ها چندین بار در مورد یک پرونده به دادگاه احظار و البته در دادگاه حضور نیافته اند

در مورد تک تک نوشته هایم میتوانید اصل خبر را در سایت های مختلف داخلی (تکرار و تاکید میکنم داخلی ) پیدا کنید و این را هم بدانید پس از انتشار این اخبار نه این سایت ها فیلتر شده اند نه تکذیب کرده اند و نه توبیخ شده اند

پس این را بدانید اگر بنا باشد این افشاگری ها ادامه پیدا کند و به قول رئیس جمهور بالای ماشین در شهر گردانده شوند خیلی ها از دو طرف به این سرنوشت دچار خواهند شد نه فقط آنانکه به آقای ا....ن.... پشت کرده اند

مخلص کلام اینکه بحث مفسدین اقتصادی شمشیری است دو دم که یک دمش بر فرق رقیب مینشیند درست ، اما دم دوم آن حتما بر فرق یاران خودی خواهد نشست ، پس بهتر آن است که برای جمع آوری رای مردم دست از این اقدامات آنی که هرگز ضرری به غیر از نظام برای کسی نخواهد داشت و در راه این افشاگری ها بیشترین ضرر متوجه نظام خواهد بود  برداریم و از راهی دیگر به دل های مردم راه پیدا کنیم

نکته آخر اینکه آقای ا...ن..... و دوستان عزیز ایشان مردم ما مردمی با شعور ، فهمیده  و عاقل هستند (که اتفاقا طیف وسیعی از مخالفان آقای ا...ن... هم از همین گروه هستند )  و به سادگی میفهمند دعوای شما دعوای مبارزه با مفسدین اقتصادی نیست که اگر بود ایمان داشته باشید در این راه  الان ۴۰ میلیون همراه داشتید و بدون دردسر و نیاز به این عملیات های محیر العقول به پیروزی قاطع میرسیدید 

و جمله آخر اینکه

هرکس که با ماست انسانی وارسته و قدسی است ولو سوپر میلیاردر

اما هرکس که با ما نیست مفسد اقتصادی ، رانت خوار ووابسته به عوامل خارجی است ودر حال توطئه

این آبکی ترین تصویر بعضی از دوستان عزیز در مورد ایران امروز است

 

 

پی نوشت (۱) : لطفا ٌ وبلاگ های دل دریایی ، ذاتما و دوست بسیار عزیز و منصفم  از عبور (که به انصاف ایشان را قبول دارم ) و سایرین بخصوص آن دوست بسیار بامزه ای که به اسم چیز همیشه مطالب بسیار جالب و خنده دار !!!!! برایم مینویسند،  جواب   دهند

 

 پی نوشت (۲) : یک نکته دیگر را باید حتما متذکر شوم و آن اینکه منظور من این است که اگر صرف ثروتمند بودن ملاک است بسیاری از اطرفیان آقای ا...ن... هم ثروتمند هستند و اگر قرار است دادگاه صا لحه ای رانت خواری ها را اثبات کند باز هم شما در جایگاه قوه قضائیه نمیتوانید بنشینید و اگر هم قرار است کسی بر اساس ثروتی که دارد معرفی شود باز هم خیلی های دیگر هم باید معرفی شوند

 

پی نوشت (۳) : یک سئوال هم دارم و آن اینکه اگر در این انتخابات آقایان هاشمی و ناطق نوری از آقای ا...ن..... حمایت کرده بودند باز هم شا مل این افشاگری میشدند ، شاید جوابتان بلی باشد اما من برای این دسته از دوستان دلیلی دارم ، آقای پالیز دار که از نزدیکان آقای ا.... ن... هستند چندی پیش در دانشگاه همدان دست به افشاگری !!! زدند و یک لیست بلند و بالا اعلام کردند جالب اینکه آقای ا....ن.... همین لیست را دوباره اعلام کرد با این فرق که نام آن دسته از مفسدین ( به زعم آقای پالیز دار) که از آقای ا.....ن..... حمایت کرده اند در افشاگری جدید وجود نداشت ( آقای آیت الله یزدی و سایرین ) و فقط باقی ماند آقایان هاشمی و ناطق که انگار پیام آن افشاگری پالیز داری را جدی نگرفته بودند اما آنها که پیام را جدی گرفتند از این افشاگری !!!! در امان ماندند  ، آیا جالب نیست ؟

 

پی نوشت (۴) : این را هم بدانید من اگر اصولگرا بودم هرگز پشت آقای ا....ن.... نمیایستادم چون کارنامه ای غیر قابل دفاع دارد ، من اگر اصولگرا بودم قطعا ٌ از دکتر محسن رضائی حمایت میکردم (یادتان هست در پست قبل تر گفتم بزرگترین اشتباه اصلاح طلبان در سال ۸۴ عدم حمایت از آقای هاشمی بود ، حالا عنوان میکنم روزی بزرگترین اشتباه اصولگرایان در عدم حمایت از محسن رضائی خواهد بود چون او پتانسیل های بسیار بالائی دارد و کسی در جبهه اصولگرائی قدر این مرد را ندانست ) محسن رضائی مدیری است بسیار واقع گرا و سرد و گرم چشیده و بسیار پخته که اگر از طرف اصولگرایان در این انتخابات حمایت میشد میتوانست زحمت جدی برای اصلاح طلبان ایجاد کند و طیف های بسیار وسیعی از مردم را با خود همراه کند

 

پی نوشت (۵): اینجا را حتما بخوانید و مستحضر باشید این خبر بعد از نوشته من بیرون آمده است به تاریخ ها توجه بفرمائید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/20ساعت 5:46 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

آقای ا.....ن.... به حول وقوه اللهی ملت در روز ۲۲ خرداد ماه جواب پوزخند ها و تمسخر کردن ها  بی آبرو کردن ها تهمت ها و آمارهای من درآوردی شما را به خوبی هر چه تمام تر خواهد داد

ضمن اینکه به عنوان یکی از طرفداران مهندس موسوی عزیز یک نکته را باید از سر انصاف بگویم و آن اینکه آقای محسن رضائی امشب ثابت کرد مردی است بسیار پخته و آگاه به مسائل و بسیار پرقدرت و حیف است چنین پتانسیلی مورد استفاده هر چه بیشتر قرار نگیرد به جرات میتوان گفت هیچ کدام از کاندیداها تا بدین حد مسلط و با دلیل و برهان قاطع آقای ا....ن..... را منکوب نکرده بود

از نکات این مناظره هم این بود که آقای ا ....ن.... با تمام وجود سعی داشت موضوع را منحرف کند و به محسن رضائی اجازه انتقادهای درست و علمی خود را ندهد ، دیگر نکته هم  اینکه آقای ا.....ن..... سعی داشت با پیش کشیدن سئوالات مختلف وقت محسن رضائی را بگیرد ونکته آخر هم اینکه آقای ا...ن.... با پوزخند های تمسخر آمیز سعی در تضعیف روحیه آقای محسن رضائی داشت که در این راه هرگز موفق نبود

 

 

پی نوشت : بعضی ها فکر میکنند ابو علی سینا هستند اما بیشتر به یک شخصیت کتاب های دوران دبستان شباهت دارند

 

پی نوشت (۲) : ویلُ لکل همزة  لمزه         ( وای بر هر عیب جوی هرزه زبان )

 

پی نوشت (۳): یک نکته را باید با دوستداران آقای احمدی نژاد متذکر شوم و آن اینکه ایمان دارم اگر آقای احمدی نژاد خود را برنده انتخابات میدانست هرگز دست به چنین افشاگری!!!! هائی نمیزد دلیلش هم سکوت این چهار سال ایشان که اگر هم میخواستند افشاگری !!!! کنند بدون نام وسربسته میفرمودند

 

پی نوشت (۴): به همه کسانی که مورد هجمه افشاگری!!!! های آقای احمدی نژاد قرار گرفته اند نصیحت میکنم برای جلوگیری از ادامه این هجمه ها و تبدیل شدن  از یک مفسد اقتصادی به یک انسان وارسته و انقلابی تا انتخابات حداقل از آقای احمدی نژاد حمایت بفرمایند تا در زمره پاک ترین نیروهای جهان و حومه درآیند ودر موردشان دیگر افشاگری!!!! نباشد

 

 

لینک مطلب قبل در سایت " آینده "

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/19ساعت 0:57 AM  توسط ِام نخعی فر  | 

تیر ۱۳۸۴ بود که اقای احمدی نژاد در دور دوم و با رقابت با آقای هاشمی رفسنجانی به برتری رسید و به ریاست جمهوری ایران ، در اینکه چه اتفاقات جانبی افتاد و چند و چون آن زیاد نوشته و گفته اند و من به آنها نمی پردازم اما به عقیده این حقیر دلایل شکست آقای هاشمی را در مقابل احمدی نژاد ناشناخته ، میتوان به چند دسته مستقیم تقسیم کرد (غیر مستقیم ها همان هائی است که اتفاقات جانبی نامیدم )

۱- دلیل اول پیروزی آقای احمدی نژاد تخریب های شبانه روزی ایشان و دوستانشان در رابطه با آقای هاشمی بود که با زیر سئوال بردن دوران سازندگی ایشان شروع و به مسائلی که آقای احمدی نژاد در این مناظره کذائی نام بردند ختم شد ، در این راستا از هیچ حرف و حرکتی هم فروگذار نشد و آنچنان از فساد در دوران ایشان نام برده شد و آنچنان سیاه نمائی شد که بسیاری از علاقه مندان آقای هاشمی را به ایشان بد بین کرد

۲- خالی کردن پشت آقای هاشمی به وسیله اصلاح طلبان که به جرات میتوان گفت بزرگترین اشتباه استراتژیک و سیاسی اصلاح طلبان  بوده و خواهدبود که باعث شد در نهایت به تضیف و درماندگی خودشان در این چهار سال بینجامد

۳- سرخوردگی جوانان و القای این مطلب  که " مگر اصلاح طلبان برای مردم چه کردند " (که البته این روزها حتی مخالفین اصلاحات هم به این که آنها چه کارها که نکردند اعتراف میکنند )همین سئوال و القائات دیگر را حامیان آقای احمدی نژاد و اتفاقا رسانه های بیگانه آنچنان در بوق و کرنا کردند و تا بدان حد به آن دامن زدند تا بالاخره عده زیادی از جوانان را از شرکت در انتخابات مایوس کرده و به نتیجه دلخواه خود رسیدند

اما پس از این برتری آقای هاشمی که به شدت به نتیجه انتخابات معترض بودند بر اساس مصالح عالیه نظام و مصلحت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران شکست را قبول کرده و نتیجه را نه تائید اما هرگز دچار تکذیب نکردند

اما اتفاقی که این روزها در شرف وقوع است چسبیدن آقای احمدی نژاد و دوستانشان به صندلی قدرت و در نظر نگرفتن مصالح عالیه نظام مقدس جمهوری اسلامی و آبروی نظام ودر نظر نگرفتن اینکه این مملکت دارای قانون و قوه قضائیه است تنها برای به دست آوردن رای دو دسته از مردم که عبارتند از

۱- دسته اول کسانی که چشم و گوش  بسته اند و بدون در نظر گرفتن بسیاری از پیامدهای صحبت های تند روانه ایشان صرفا عاشق اینگونه صحبت ها وحرکات انتحاری رئیس دولت نهم هستند

۲ - کسانی که از انقلاب و اسلام و ایران اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران کینه ای قدیمی  و از مسئولین بلند پایه نظام عقده های دیرینه دارند و مترصد هرگونه بی آبروئی نظام و مسئولان آن هستند ( به تجربه هم ثابت شده آقای احمدی نژاد با دعوت چند باره آنها به ایران و خرج های آنچنانی برای آنها روی رای آنها حساب کرده اند)

اقدام به بی آبرو کردن عده زیادی از بزرگان نظام کردند ، آقای احمدی نژاد برای حفظ صندلی قدرت که این روزها بدجور به لرزه در آمده است به هر سمت سوئی بی پروا حمله ور میشود و عجیب تر اینکه از جانب دوستان و طرفداران ایشان به افشاگری و قاطعیت ایشان تفسیر میشود

اما در این اثنا اقای احمدی نژاد یک چیز را یا نمیداند یا فراموش کرده اند که اگر همین آقای هاشمی و امثالهم که شما در مورد شان بی پروا پرده دری میکنید نبودند امروز شما در دانشگاه  زیر پرچم شاهنشاهی سرود " ای اعلی حضرت " تمرین می کردید

آقای احمدی نژاد شما نمیدانید با این حرفها اول دل چه کسانی را شاد کردید ، شما دل صدها معاند نظام را که سالها میکوشیدند تا نظام و مسئولانش را بی آبرو کنند و البته نمیتوانستند شاد کردید

آخر چگونه میشود بازرس ویژه رهبری ، رئیس مجلس خبرگان رهبری ، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام وشهرداران و .... این نظام را همه را به فساد متهم کرد بی آنکه به کل نظام لطمه وارد شود ، آقای احمدی نژاد شما نه تنها این عزیزان را بلکه کل نهادهای نظارتی و قضائی .و اطلاعاتی این مملکت را زیر سئوال بردید که چگونه است این همه فساد در زیر گوششان اتفاق افتاده و اینها یا نفهمیده و یا اغماض کرده اند

در پایان امید دارم آقای احمدی نژاد بداند با این حرف ها و به قول خودشان افشاگری ها به جنگ با کل نظام مقدس جمهوری اسلامی رفته اند ، ای کاش حالا که با واسطه تعدادی از دوستان واقع بینشان  فهمیده اند بازنده خواهند بود حداقل اینقدر شهامت و شجاعت داشته باشند تا مانند آقای ناطق نوری عزیز اگر برنده نیستندلا اقل بتوانند مانند ایشان نام خود را به جوانمردی برای همیشه در تاریخ این مرزو بوم ثبت کنند

به امید حفظ کیان مقدس نظام جمهوری اسلامی ایران ، نظامی که با خون هزاران شهید و جانباز و دلاوری های هزاران از جان گذشته به بار نشسته وامید دل هزاران حقیقت جوست

 

پی نوشت بسیار مهم : دوستان طرفدار آقای احمدی نژاد لطفاٌ اگر منطقی دارید با نوشتن یک متن هرچند کوتاه بفرمائید ایمان داشته باشید اگر قانع کننده باشد و منطقی ، بنده در همین جا قول میدهم تغییر رویه بدهم و به جمع اندک شما دوستان بپوندم( چون اصولا آقای موسوی پسر خاله بنده نیستند که بخواهم چشم و گوشم را ببندم و از ایشان طرفداری کنم ، من با اعتقاد کامل و به تحقیق به سیل هواخواهان ایشان در آمده ام ) اما اگر منطقی ندارید خواهش میکنم اینجا را با خیابان های شهر اشتباه نگیرید ، اینجا دنیای مجازی است و مکانی فرهنگی و به قول یکی از دوستان عزیزم خانه ای است شیشه ای که کاربرانش  بی حرمتی و  بی ادبی را به هیچ وجه برنمیتابند و نشانه برتری نمیدانند

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/14ساعت 7:44 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

درود بر مهندس موسوی عزیز

 

آقای مهندس موسوی تا الان دوست داشتم اما بعد از این مناظره عاشقت شدم

یعنی برای رئیس جمهور یک مملکت زشت نبود که برای کسانی که هرگز در هیچ دادگاهی محکوم نشده اند اینچنین خودسرانه پرونده سازی کند به عقیده من آقای احمدی نژاد تنها از سر استیصال اقدام به چنین حرکات انتحاری میکرد

 

پی نوشت : یک نکته رو نمیشه فهمید اون هم اینکه چرا آقای احمدی نژادی که چهار سال رئیس جمهور بوده امشب به یاد افشاگری در مورد مفسدین اقتصادی افتاده است مگر ایشان چهار سال فرصت نداشتند اگر کاری از دستشان بر نیامده از این به بعد هم بر نخواهد آمد و اگر حالا به فکر اقدام افتاده اند فکر میکنم خیلی دیر شده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/14ساعت 0:3 AM  توسط ِام نخعی فر  | 

دیشب منزل یکی از آشنایان بودیم که شدیدا طرفدار آقای ا....ن..... از جمع چهار کاندیدای موجود هستند البته طرفدار معمولی نه طرفدار دو آتشه ، باری ایشان آنچنان آقای موسوی را کوبید و آنچنان داد سخن میداد که اگر شخصی غریبه و نا آشنا با ایران و انقلاب و اسلام وارد میشد یقینا تصور میکرد ایشان راجع به یک اجنبی که میخواهد ایران و انقلاب و اسلام را با تاراج ببرد و یا یک بیگانه نامسلمان که  آمده تا همه ما را از ارزشها ساقط کند  صحبت میکند

خوب تا اینجا که هیچ ما عادت داریم و لب هم نگشودیم تا انرژی هدر نداده باشیم اما نکته جالب این مناظره یک طرفه این بود که ایشان بعد از همه این حرفها فرمودند متاسفانه طرفداران آقای موسوی بر علیه  " ا..... ن....." سیاه نمائی میکنند

و همین لحظه بود که قیافه آدمی که تازه فهمیده "سیاه نمائی یعنی چی " در تاریخ برای همیشه ثبت شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/13ساعت 0:26 AM  توسط ِام نخعی فر  | 

آقایان کراواتی و غیر کراواتی خارج نشین خوش نشین لطفاٌ اینقدر شکر نخورید برای قندتان ضرر دارد اینقدر هم هی نگوئید در انتخابات شرکت نکنید فرقی ندارد و اوضاع بهتر نخواهد شد شما اگر خیلی شجاعت داری  خیلی مردی بیا ایران همین شکرها رو توی ایران بخور و یا اینکه با بقیه دوستان تحریمی تان جمع شوید ، به ایران بیائید و ما مردم را به قول خودتان نجات دهید در غیر اینصورت لطف کنید سرنوشت ما را به خودمان واگذار کنید

به خودماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان

ما نیاز به قیم نداریم نه کراواتی نه غیرکراواتی نه وراج خارجی نه ناپدری های داخلی

 

پی نوشت : ای کاش یکی از این دوستان سینه چاک ایران  که دائم بیانیه ها و نطق های قیم مآبانه صادر میکنند یکبار برای همیشه از کارنامه کارهای خود در راه ایران و ایرانی بعد از خروج از ایران سخن میگفتند البته به غیر از حرف که به قول بزرگان باد هواست  و بعد از ارائه کارنامه از مردم چیزی میخواستند ، چگونه میشود شخصی که آخرین بار ایران را ۳۰ سال پیش دیده و آخرین کاری که برای ایران و ایرانی انجام داده دست تکان دادن  از راه دور بوده است بتواند بیانیه صادر کند و از مردم داخل درخواستی داشته باشد ، جدا خجا لت هم چیز بسیار خوب و پرکاربردی است 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/12ساعت 2:56 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

یک چیز رو آخرش هم  نمیشه فهمید ، بالاخره باعث و بانی این گشت های ارشاد کیست ؟  بالاتفاق کاندیدا های ریاست جمهوری به غیر از آقای احمدی نژاد میفرمایند این گشت ها را تعطیل خواهند کرد خوب که این نشان میدهد کارشناسان این عزیزان با کنکاش و کار کارشناسی به این نتیجه رسیده اند که این گشت ها به شدت مردم را ناراضی کرده اند و الا هیچ آدم عاقلی در دوره تبلیغات خود از جمع کردن مسئله ای که مورد علاقه مردم باشد صجبت نمیکند ، و جالب اینکه تا به حال چندین بار آقای احمدی نژاد هم از عدم دخالت خود در این مورد صحبت کرده اند که اگر یادتان باشد پس از آخرین اظها رنظر ایشان در این مورد، سردار احمدی مقدم از وجود امضای آقای احمدی نژاد ذیل این دستورالعمل یاد کرد و فرمودند آقای احمدی نژاد در جریان کامل امور قرار داشته اند

حال گذشته از همه این تائید و تکذیب ها این یک مورد که در اینجا میتوانید بخوانید بسیار جالب است که گویا صدای نارضایتی مردم به گوش طرفدران دو آتشه دولت هم (در مورد گشت های ارشاد ) رسیده است (البته این گونه ناله ها فقط نزدیک انتخابات به گوش این عزیزان میرسد ) که در اظهار نظری بسیار خنده دار میفرمایند گشت های ارشاد در دولت اصلاحات پایه ریزی شده است ، خنده دار از این بابت که تا قبل از این همین دسته از دوستان از اجرای با قدرت گشت های ارشاد به شدت طرفداری میکردند ، اما حالا با وجود نزدیکی به انتخابات و نیاز به رای همین مردم بیچاره قربانی سیاست کی بود کی بود من نبودم را پیشه کرده اند

 

 

پی نوشت بسیار مهم : خدمت همه عزیزان و احیانا دوست داران گشت ها ی ارشاد عرض کنم بنده قصد نقد این گشت ها را ندارم تنها قصدمن رمز گشائی از این است که چرا بانیان واقعی این گشت ها امروز تنها به دنبال فرار از طبعات آن هستند ، اگر گشت های ارشاد خوب بوده است و موفق پس چرا با قدرت از آن دفاع نمیکنند و اما اگر بد بوده و نبایستی اجرا میشده چرا تا الان سکوت کرده اند و چرا الان به فکر شانه خالی کردن از بار مسئولیتی آن هستند                  در پناه حضرت حق باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/10ساعت 7:12 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

من یک مسئله رو نمیتونم با خودم حل کنم و اون اینکه چرا این کمونیست های دوآتشه برای تبلیغ مسلک و مرامشون از خاک رو سیه استفاده نمیکنند و برای اینکار به آمریکا میرن ، من که نتونستم حلش کنم اگه میشه شما حلش کنید
+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/09ساعت 5:49 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

اول اینکه اینترنت ما الان دو روز کاملاٌ قطع شده و من از یک طریق کاملا جدید وارد وبلاگم شدم و دارم مینویسم ، حالا هی این مخالفان دولت نهم بگن نخیر پیشرفت دولت نهم در عرصه مخابرات  ۳۸۸درصد نبوده (عطف به تابلوی الصاقی به میادین مختلف ) بیننده باید عاقل باشه که ماهستیم و بدون اینکه اون مخا لفین نق نقو بگن ما خودمون پیشرفت !!!!!! رو داریم لمس میکنیم و نیاز به توضیح نیست

دوم اینجا رو بخونید میخواستم به این آقای " سیتیزن آمریکای جهان خوار " بگم آره درسته سیاست که هیچ بدون آقای احمدی نژاد دیگه برای شما نون تا کمر تو روغن گوسفند هم وجود نداره البته برای شما ، بدون ایشان برای همه یک لقمه نون حتما پیدا میشه

سوم اینکه من معتاد شدم ، من امشب فهمیدم معتاد شدم ، اعتراف میکنم  آخه توی این ۴۸ ساعت بی اینترنتی داشتم از دست و پا درد  میمردم  و در عین حال تمامی مشخصاتی رو که چند روز پیش توی یکی از سایت ها راجع به معتادهای به اینترنت خوندم رو دارم از دیروزم تا حالا  مثل آدمی که گمشده ای داره هی دگمه ها رو میزنم و البته خبری هم نمیشه ، خلاصه بعد از تعطیلات حتما میخوابم برای ترک، پس کمپوت و سیگار (این یکی رو اصلا اهلش نیستم فقط برای جور بودن جنس خواستم که باشه ) یادتون نره  ، در پناه حق باشید به امید اتصال دوباره به اینترنت و تحقق واقعی پیشرفت ۳۸۸ درصد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/07ساعت 0:53 AM  توسط ِام نخعی فر  | 

بالاخره با کلی پرس و جو فهمیدم آن دختر خانم جنجالی در تالار وحدت دانشگاه کرمان و در برنامه تریبون آزاد چه چیزهائی گفته  ، ظاهرا توهین های زشتی به شخص آقای احمدی نژاد کرده و البته به گفته یکی از دوستان بسیجی حاضر در جلسه توسط خواهران بسیجی مورد نوازش قرار گرفته  البته این آخری را اصلا مطمئن نیستم چون اون دوست بسیجی من خیلی خودش هم مطمئن نبود وفقط شنیده بود

اما اصل ماجرا این بد اخلاقی ها ست که  از ما سر میزنه به عقیده من توهین های این خانم !!! بسیار زشت بوده و به هیچ وجه نشان دهنده یک جامعه مترقی و آزاد نیست ، اینها همه نشان دهنده حرکت برعکس ماست به سمت بی فرهنگی و بدبختی های گذشته و بزرگترین عامل و دلیلی است که ما هر روز بوسیله بیگانگان مورد فریب قرار میگیریم ، دلیلش هم خیلی ساده است انسان احساساتی همیشه مورد سوء استفاده است حال فرق نمیکنه در چه موردی باشه وقتی دانشجوئی از پشت تریبون آزاد شروع به فهاشی میکنه این یعنی سقوط آزاد ما ، یعنی حرکت عقب گرد ما نه به سوی پیشرفت بل به سوی توحش  فکر هم نمیکنم هیچ کدوم از کاندیدا های موجود طرفدار این طور حرکت ها باشند چون خوب میدونند این تند روی ها غیر از ضرر و ضربه به حیثیت خودی ها چیزی ندارد

من به عنوان یک ایرانی از اینجا این فهاشی رو  و آن کتک زدن ها رو (اگر بوده است ) هر دو را محکوم میکنم و ایمان دارم هر حرکت رادیکالی در جامعه محتوم به شکست  است و امکان ندارد سرنوشتی بهتر از انزوای همیشگی داشته باشد نمونه هم که تا دلتان بخواهد زیاد است و به هر طرف که نگاه کنید چند نفر از تند رو های قدیم را که حالا حتی کسی سلامشان را هم جواب نمیدهد میبینید

پیروز باشید 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/04ساعت 7:39 PM  توسط ِام نخعی فر 

نمیدونم چرا اسم " محمد جهان آرا " رو که میشنوم اشک هام بی اختیار سرازیر میشه و شروع میکنم به گریه کردن ، نمیدونم چرا گریه امونم رو میبره نمیدونم چرا مثل بارون بهار همین طور بی اختیار اشک میریزم ، آخه چرا ؟ من که نه " محمد جهان آرا " رو دیدم و نه میشناختمش و نه آشنائی با او داشتم پس این گریه برای چیه و چرا هر بار بی اختیار من ، سرازیر میشه ؟

خیلی فکر کردم راجع به این موضوع که چرا نام این مرد اشک های من را به جریان میندازه ، شاید به این دلیل که شهید " جهان آرا " واقعی بوده واقعاٌ واقعی بوده مدعی نبوده ، در روزهائی که ایران تنها نیاز به عمل گرائی داشته با قرار دادن جان برکف و ایستادگی تا پای جان از ارزشهای واقعی دفاع کرده ، شاید چون مثل خیلی از مدعیان دفاع از ارزشها نبوده که فقط میتونند از پشت میزهای ریاست و در سایه فیش های حقوقی چند رقمی و چندین پست و مقام از ارزشها دفاع کنند، نامش اشک های من را بی اختیار روانه گونه هام میکنه

باری شهید " محمد جهان آرا "  مانند بسیاری از سفر کرده های این دیار در اوج بی کسی و تنهائی به دفاع از این آب و خاک پرداخت روزهایئ که خیلی ها فقط به فکر بنزین برای فرار و یا جان و مال به در بردن از آن معرکه تاریک بودند

امروزه هم که تنها نام " شهید جهان آرا " و شهیدانی از این دست دستاویز بازی های سیاسی سیاست بازان همیشه و از همه چیز ارث خور شده است مدافعین دروغین ارزشهائی که اگر ۵ متر آنها را از میز ریاست شان جدا کنید به افلاک و آفاق توهین خواهند کرد همان مدافعینی که آنچنان دم از دفاع از ارزشها میزنند که انگار این ارزشها صرفاٌ متعلق به اینها و یا اصولا جزئی از مایملکشان است مثل همان میز و همان صندلی و فیش چند رقمی حقوقی که ذکر جمیلش رفت

اما ....اما شهید " محمد جهان آرا " واقعی بود ، تمام وجودش ، همه جان و خون و تنی که در راه وطن داد واقعی بود آری شهید "محمد جهان آرا " واقعی بود

حتی الان که اسمش رو مینویسم اشک هام بی اختیار سرازیره

درود بر " محمد جهان آرا " و همه یاران صدیق و وفادارش

             " سالروز آزاد سازی خرمشهر بر همه رزمندگان و بر همه ایرانیان وطن دوست مبارک "

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/02ساعت 11:50 PM  توسط ِام نخعی فر  |