بعد از چند مدت امشب از گوشه خیابون به تماشای مردم نشستم بودم و آنچه که میخونید خلاصه ای است از آنچه هر شب در شهر های ما و درست زیر گوشمون اتفاق میافته البته با تمام وجودم سعی کردم بدون جانبداری باشه که خوب فکر هم نمیکنم چیزی باشه که ارزش جانبداری داشته باشه
شیشه ماشین پائینه و میشه حرفهای دختر خانم های فوق تخصص آرایش و گریم رو شنید خیلی هاش رو نمیشه بازگو کرد چون اصولا اینجا مکانی است فرهنگی اما اونچه رو که میشه بیان کرد و تازه بهترین هاش بود براتون میگم :
دختر خانم ۱ با موبایل : ببین آماره من رو به کسی ندی ها همه چی بین خودمون باشه آخه میدونی من اولین بارمه با یک پسر حرف میزنم
دختر خانم ۲ رو به دختر خانم ۳ : میدونی من اصلا از این دخترهائی که به پسر ها رو میدن خوشم نمیآد و فکر میکنم دختر ها باید قدر خودشون رو بدونن و بیشتر برای پسرا ناز بیارن
دختر خانم ۳ به دختر خانم ۲ : آره راست میگی منم فکر میکنم به پسرا اصلا نباید محل سگ داد تا بفهمن اونا به ما احتیاج دارن نه ما به اونها
در همین موقع چند تا آقا پسر فوق تخصص تفاخر ( با سوئیچ های آنچنانی و کفش و لباس های عجق وجق و البته موبایل هائی که حالا دیگه بدجوری جواد شده و جای پز دادن نداره ) تشریف آوردند و به محض ورودشون به منطقه دیگه نه اون دختر خانم های ۱ و ۲و ۳ میفهمیدن چی به هم میگن و نه این آقا پسر های عزیز که تا این لحظه ظاهرا دوستای جون در یک قالب بودند به همدیگه در نگاه کردن به دخترهای ۱و ۲و ۳ رحم میکردند ، چشمتون روز بد نبینه آنچنان این جماعت همدیگه رو با چشم هاشون خوردند که تو گوئی اون سخنرانی های قبلی رو صدام ایراد کرده و اصلا این دختر خانم ها نبودند که معتقد بودند به پسر ها نباید محل سگ داد و نه اون آقا پسر ها انگار چندین ساله که همدیگه رو میشناسن و یقینا در زوج یابی به یزید اگه رحم کنن به دوستشون رحم نخواهند کرد
حالا تازه اینها که گفتم قسمت فرهنگی موضوع بود بشنوید از بقیه دیده هام
درست توی همین لحظات دل و قلوه دادن های بی صدا بود که یک گله موتور سوار از اون دور دورا ( منظورم رو که میفهمید ) از راه رسیدند ( با رسیدنشون آدم رو یاد فیلم های سرخپوستی میندازن که تنها فرقشون تبدیل اسب به هوندا ۱۲۵ است ) و با فریاد های از سر حسادت میخواستند عیش این فوق تخصص ها رو تیش کنن ، حالا خودتون حدس بزنید چه کلمات زشتی که از طرف این دوستان عزیز نثار اون دوستان عزیز نمیشد ، به هر حال در حضور عده ای آدم متوسط و بی طرف چه حرفهای رکیکی که زده نشد و چه حرکات زشتی که از این گله ( واقعا گله ) سر نزد
باری قصه با رفتن فوق تخصص ها و به دنبال اون سرخپوست ها و بعد از اون اومدن ماشین پلیس ظاهرا ختم به خیر شد اما اونچه که برجا موند سئوالات و نکاتی بود که میخوام با شما قسمت کنم تا شما هم بدونید دغدغه این روزهای مملکت ما چیست البته از دید این عقل حتما ناقص
۱ - چرا جوونهای مملکت ما این روزها باید یا از این طرف بام و یا از اون طرف به پائین پرت بشن ، به هر حال باید بپذیریم چه فوق تخصص ها و چه سرخپوست ها هر دو گروه جوون های این مملکت هستند و هیچ کدوم رو نمیشه نادیده گرفت به هر حال مسئول تفاخر اینها و بی فرهنگی اونها چه کسی است چرا ما جوونهای این مملکت نباید در کنار هم و به چشم دوست به هم نگاه کنیم
۲- من به گروه اول به عنوان نماد تازه به دوران رسیده ها و به گروه دوم به عنوان نماد متحجرها و عقب مانده ها مینگرم و مسئول بدبختی هر دو گروه را مسئولین فرهنگی این مملکت میدونم زیرا معتقدم اگر ما برنامه ای جامع و کامل و عملی در مورد فرهنگ داشتیم امروز شاهد این صحنه های بد نبودیم
۳ - امیدوارم این بار هم مثل دفعات قبل دوباره به فکر پاک کردن صورت مسئله نیفتیم و با فشار وارد کردن های بی دلیل و غیر علمی راه را برای بوجود آمدن صحنه هائی از این بدتر اتوبان نکنیم
۴ - ای کاش مسئولین فرهنگی این مملکت با هر بار تذکر دادن های من و امثال من فقط و فقط به فکر گیر دادن بیشتر به جوونهای بی گناه این مرزو بوم نیفتن و این رو خوب بدونن لباس ها و آرایش های غیر متعارف جوون های ما حاصل فشار های بی حد و حصر سالهای دوره و عربده های سرخپوست ها هم حاصل نداشتن کار و شغل و درآمد کافی که اگر این در آزادی باشه و اون کار و شغل و درآمد، دوباره میشه همه دور هم جمع بشیم و یک بعد از ظهر زیبای تعطیل رو رقم بزنیم
دوستان عزیز اونچه که امشب نوشتم مشتی بود از خروارها اتفاق از این دست که در آینده ای نه چندان دور اتحاد و هم دلی کلی ما رو هم به خطر خواهد انداخت ، اگر من و شما نتونیم یک بعد از ظهر تعطیل رو با هم و در کنار هم بگذرونیم چطور میتونیم از دل مشکلات و معضلات بزرگ سالم بیرون بیام ، ای کاش میشد دوباره همه در کنار هم باشیم پولدار و فقیر و دارا و ندار ، بالا نشین و پائین نشین و ....
پی نوشت : جوون های این مملکت رو چه چیز به این افراط و تفریط رسونده ، این هر دو حرکت ( تفاخر های بی حد و حصر و یا جیغ های بد اثر سرخوپوستها ) زشت است همانقدر آن زشت است که این و هیچیک را نمیشود تطهیر کرد پس ای کاش مسئولین مملکت به دنبال راهی بلند مدت باشند و باز دوباره به فکر فشارهای بیشتر به این و آن و حل موقت موضوع و کاشتن بذر افراطها و تفریطهای بیشتر نباشند
پی نوشت (۲) : یک نکته رو لازم دیدم اضافه کنم و اون اینکه یکدفعه خدای ناکرده فکر نکنید قصدم توهین به شهر خاصیه ، نه، توی همه شهر ها با حالات مختلف این دو دستگی دیده میشه ، راستی من هنوز هم با دیا ل آپ کانکت میشم ( کاملا نفتی ) پس ببخشید من رو اگه نتونستم سر بزنم