تبليغاتX
ِام نخعی فر

ِام نخعی فر

زبان سرخ و سر سبز را توامان داشتن نشانه آزادی است ( خودم )

روزی  که نگاه به شرق آقای احمدی نژاد در روابط سیاسی ایران حاکم شد بسیاری از کارشناسان میدانستند قضیه به اینجا ختم میشود که بعد از آن همه شیرین کاری و باج دادن به کشورهای عمدتا کمونیسم " شرق " چیزی غیر از این آیدمان نمیشود که روس ها از چپ و چینی های زرنگ از راست غارتمان کردند و دست آخر هم پشت ارباب واقعی شان پناه گرفتند

ای کاش روزی که برای باج دادن به این چینی های مترصد و برای تمنای یک رای در شورای امنیت ( که هرگز هم به نفع ما صادر نشد ) و یا برای آن حق " وتو " نازنین که ایضا به راه همان رای مثبت رفت ،  تقریبا تمامی کارگاههای تولیدی کیف وکفش و چرم و مانتو و پارچه و لباس و نوشت افزار و ابزار و .......... را به نابودی مطلق کشاندیم تا ایرانیان به چای پوشیدن کفش های تبریز کفش هزار تومانی چینی بپوشند اما در عوض دوستی ملت و دولت چین را داشته باشند ، اینقدر میفهمیدیم که هرگز چین و روسیه تبادل تجاری هزار میلیارد دلاری خود با آمریکا را به منافع چند صد میلیون دلاری با ما عوض نمیکنند

ای کاش حداقل به جای نابودی انواع کارگاههای تولیدمان و باج دادن به روس ها و چینی ها یک بار هم که شده طعم شیرین حق " وتو " این دوستان را به نفع خود میدیدم تا آرزو به دل از این دنیا نرویم

راستی حرفهای آقای رئیس جمهور چین در حضور آقای " اوباما " را شنیدید ؟

با این حرفها من که تنها یک نتیجه گرفتم و آن هم اینکه

خر تا گرگ رو ندیده عبدل الکریمه   و وقتی ببینه همان نوکر قدیمه

غیر از اینه که وقتی رئیس جمهوره چین اوباما رو دید همین ضرب المثل اتفاق افتاد، اما برای اونها گذشت چیزی که باقی موند سیاهی ذغالی بود که به دیوار کوتاه ما ایرانی ها بود

 

 

پی نوشت : یک نکته هم برای دوستان و اون اینه که از این به بعد و با توجه به رای صادره برای برادرزاده رئیس ستاد آقای مهندس موسوی بنده هم باید کامنت ها رو اول بخونم بعد بالا بزارم تا منم قرار نباشه ۶ سال آب خنک بخورم اونم برای زبان سرخ دیگری

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/28ساعت 4:41 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

به سئوالات ساده من در صورت امکان پاسخ دهید ، و اگر نتونستید لااقل در تنهائی خودتون بهش فکر کنید

۱ ـ چرا دانشجویان در روز ۱۳ آبان همزمان با سفارت آمریکا که به لانه جاسوسی معروف شد لانه جاسوسی بزرگتر که به طور حتم و قطع سفارت روباه پیر انگلیس است رو اشغال نکردن ، این سئوالیه که ذهن من رو سالها به خود مشغول کرده ، این رو هم بگم من هیچ پیش داوری نمیخوام بکنم فقط میخوام بگم اگه به جاسوسی بود انگلیس ها قرن ها بود که در حال جنایت ، خیانت و  جاسوسی بودند اما در اون روز فقط به سفارت آمریکا حمله شد ( قصدم این نیست که بگم چرا به جای آمریکا به سفارت انگلیس حمله نشد ، میخوام بگم چرا همزمان با آمریکا به سفارت انگلیس هم حمله نشد )

۲ ـ چرا تازگی ها هر کس با سیاست های آقای رئیس جمهور مخالفت میکنه دردم منافق و مزدور و معاند میشه ، واقعا اگر ملاک نفاق و عناد مخالفت و یا موافقت با  آقای رئیس جمهوره بهتره   دیگه بقیه ملاک ها رو تعطیل اعلام کنیم تا دیگه مسلمانان دچار سرگشتگی نشن

۳ ـ چرا بعضی از دوستان با قرار دادن خود در جبهه قدرت و پناه قرار دادن خود در سایه همه نیروهای دارای قدرت مملکت و قایم شدن زیر چتر نهادهای زورمند خودشون رو شجاع الدوله میپندارند و اون دانشجویان و یا مردمی رو که هر آن بیم زندانی شدن و توبیخ و تنبیه رو دارن رو ترسو مینامند ، آیا این مسخره نیست نمونه هم یکی از دوستان خودمون که با  تعریف و تمجید از نهادهای قدرت خودش رو شجاع میدونه و به کسانی که نقدی به سیستم دارن میگه ترسو ، مثل این دوستمون هم مثل کسیه که  از توی خونه و از پشت شیشه تلویزیون به کسائی که از میدون جنگ برگشتن میگه ترسوها برگردید برید بجنگید البته این دوست ما خیلی هم ادعای جنگیدن داره البته به شرطی که یک گردان نیروی ویژه تا دندان مسلح باهاش باشن

 فعلا به همین سئوالات من جواب بدید تا بعد

 

پی نوشت : لطفا اون دوست خیلی شجاعمون !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ناراحت نشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/14ساعت 11:13 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

این روزها برای گرفتن گواهینامه تائید صلاحیت کاری تقریبا هر روز به یکی از ادارات دولتی مراجعه میکنم حالا بماند که هر روز به بنده عرض میکنند ای ارباب رجوع نازنین تاج سر ، بفرمائید فردا تشریف بیارید چون امروز سیستمهامون قطعه ، (فرداش که میرم آقای رئیس تشریف ندارند و روز بعد پرینترهاشون مشکل پیدا کرده و ......) خلاصه دقیقا بنده الان یک ماه و ۱۲ روزه که گرفتاره گرفتن برگه ای هستم که کل الاجمعین با همه مخلفاتش ۳ ساعت ناقابل هم کار نداره ، خوب حالا همه اینها روکه گفتم هیچ ،  بشنوید از شاهکاری که امروز پیش اومد و دیگه از اون داستانها بود ، امروز که به اون اداره کذائی مراجعه کردم دیدم بدون هماهنگی حتی با کارمند های خودشون ( ما ارباب رجوع ها که اصولا داخل آدم نیستیم که بخوان با ما هماهنگ کنن ) کل میز و صندلی های اداره رو جمع کردن و میخوان دیوارها رو رنگ کنن ، یکی از کارمند های نسبتا دلسوز به بنده از سر خیر خواهی فرمودند عزیزم من اگه جای تو بودم میرفتم ۱۰ روزه دیگه میاومدم چون ادراه تا ۱۰ روزه دیگه به طور غیر رسمی تعطیله چون سیستم ها جمع شده و میزها هم به سالن ها انتقال داده شده ، من رو میگید آه از نهادم در اومد که تازه بعد از این همه مدت با این خبر بسیار خوش و البته جالب !!!!!!!!! روبرو شدم و البته یاد اون ماجرای جالبی افتادم که میگه ژاپنی ها معتقدن اگه برق توی آلمان به مدت یک ساعت قطع بشه ژاپنی ها اونها رو به لحاظ پیشرفت صنعتی و اقتصادی میگیرن

حالا داشته باشید مملکت ما رو که یک اداره دولتیمون در اوج روزهای کاری خودش یکدفعه یاد رنگ زدن در و دیوار ها میافتن

در ضمن فکر نکنید میخوام بگم در دوره آقای خاتمی و هاشمی اینطوری نبود ه نخیر اون روزها هم همینطور بود اما فرقشون اینه که اونها حداقل اینقدر ادعای تکریم ارباب رجوع و اینکه مردم تاج سر ماهستند و قربون هرچی مظلوم و محروم هست بریم رو نداشتند

راستی یک چیزی رو یادم رفت بگم امروز یک چیزه دیگه هم دیدم و اون اینکه این اداره دولتی که دائم از صرفه جوئی و از این جور چیزها دم میزنه کل میزها و صندلی هاش رو هم به آخرین مدل و بهترینها تبدیل کرده که البته این هم بد نیست اما در دوره آقای خاتمی بیچاره به این جور چیزها میگفتن اصراف و بر باد دادن بیت المال اما حالا واژش فرق کرده شده تغییر دکور به قصد تکریم و احترام دو چندان به ارباب رجوع

ای بیچاره آقای خاتمی کجائی که ببینی ارباب رجوعاتو کشتن

 

پی نوشت : راستی یک چیزی رو به عنوان سورپرایز عرض میکنم ، بلاگفا اسم وبلاگ من رو از لیست وبلاگهای به روز شده خارج کرده و الان مدتیه که وقتی آپ میکنم اسم وبلاگم بالا نمیآد اینو گفتم که اگه یه روز دیدید کرکره هامون پائینه بفهمید که دکونمون رو تخته کردن

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/09ساعت 5:58 PM  توسط ِام نخعی فر  | 

دوستان عزیز ، دوستان عزیز

امروز میخوام به شما عزیزان (البته جسارتا ) درس بدم

خوب گوش کنید عزیزان ، درس امروز ما معنای حقیقی و کامل وحدت است

خوب حالا هر چی من گفتم شما بگید چشم قربان (اگه بگید به روی چشم حضرت قربان دیگه شاگرد اولیتون قطعیه و مو لای درزش نمیره )

عزیزان الان کره زمین وایساده و خورشید داره دورش میگرده  ( بفرمائید چشم قربان و یا آیتم شاگرد اولی ها )

عزیزان من هرچی که بگم درسته و غیر از اون کاملا (تکرار میکنم کاملا ) غلطه ( بفرمائید چشم قربان و....)

عزیزان خیر و صلاح همه رو من میدونم و غیر از این هم هر کی هر چی بگه غلط زیادی کرده (بفرمائید چشم قربان و .....)

عزیزان من محبوب ترین چهره عالمم و بقیه از دم  منفورن ( بفرمائید چشم قربان و ....)

عزیزان هر کس نظری غیر از نظر من داشته باشه اگه مثل بچه آدم خفه شد که شد اگه نه خودم با دستای خودم خفش میکنم ( بفرمائید چشم قربان و ....)

 

عزیزان ...........................................

 

 

خوب دوستان عزیز حالا ما در اولین جلسه کلاسیمون و با همکاری شما به وحدت کامل رسیدیم ببینید به همین سادگی میشه به خیلی از واژه های به ظاهر مشکل رسید و ما امروز به اون رسیدیم

ما به وحدت رسیدیم به همین سادگی حالا هی بعضی ها بگن نمیشه و یا سخته و یا هزار تا کوفت و زهر مار دیگه

ممنون از همکاریتون در جلسات بعد به واژه های به ظاهر صعب و در عمل ساده دیگه خواهیم پرداخت

 

پی نوشت : اون ته کلاسی ها که هی موقع درس دادن من بازی گوشی میکردن بدونن که آخر سال که بیان برای وحدت التماس کنن باید دوبرابر بقیه چشم قربان و ... بگن ، این رو گفتم که به بقیه بچه های حرف گوش کن ظلم نشه

 

پی نوشت (۲): ناراحت نشید این وحدت که ما درسش رو دادیم خیلی هم من در آوردی نیست میگید نه گوش کنید به صحبت های بعض از دوستان عزیز که معتقدن اگه ما هرچی گفتیم شما گفتید چشم اون وقت وحدت برقرار میشه ، حالا شما بگید مسخره نیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 0:18 AM  توسط ِام نخعی فر  |