اما این دزد گیری برای من فی نفسه چیزی در بر نداشت ، اما چیزی که برای من داشت دانستن نکاتی در مورد حقوق شهروندی و آبروداری در این مملکت بود
آیا میدانید اگر دزدی در حین دزدی دستگیر شود و یا ثابت شود (توسط دادگاه صالحه ای ) که دزد است شما نه حق دارید اسم او را در منبعی ذکر کنید و نه حق دارید از او تصویری منتشر کنید ؟
این قسمت از قانون برای من بسیار جالب و در خور توجه بود ، اما اونچه که من رو به فکر فرو برد این بود که
چگونه میشود شخصی حقوقی در انظار عمومی و جلوی چشم همه بینندگان یک شبکه تلویزیونی که شاید از میلیون ها میلیون گذر کند میتواند به شخص حقوقی دیگری تهمت دزدی و غارت بیت المال بزند ، بدون اینکه آبرو و منزلت و حق شهروندی او را در نظر بگیرد و هیچ کس هم اعتراضی نکند
جدا چرا در مملکتی که دزدانش از حق آبرومندی برخوردارند هیچ کس در مورد اینکه چرا تهمت زدید هیچ گونه اعتراضی نکرد (منظورم مردم عادی نیستند چه اینکه معمولا صدای آنها با بی صدائیشان چندان تفاوتی ندارد ، منظورم مسئولین بعضا مذهبی و مدعی حق و حقوق ملت است )
چرا هیچ کس از آن شخص حقوقی محترم نپرسید در کشوری که دزد های ثابت شده حق و حقوق دارند چگونه شما به خود حق دادید به دیگری تهمت دزدی بزنید
پس تکلیف آبروی مومن و مسلمان چه میشود که آن هم ارجح بر قانون حفاظت از آبروی مجرمان است
جدا که جای تامل دارد که این یک بام و دو هوا را چگونه میشود تحلیل کرد
