تبليغاتX
ِام نخعی فر - ای کاش میشد که بازگردیم

ِام نخعی فر

زبان سرخ و سر سبز را توامان داشتن نشانه آزادی است ( خودم )

بدجوری دلم برای فیلم های فردین تنگ شده ، اصلا بدجوری دلم برای فردین تنگ شده ، دلم برای مرد بازی هاش تنگ شده ، اصولا بدجوری دلم برای مردانگی تنگ شده ، دلم برای اون مردی که تنها برای رضای خدا برای خانمی کاری انجام میده تنگ شده ، دلم برای مردها تنگ شده

دیگه داره حالم از ریا کاری و سیاه بازی های دوروبرم به هم میخوره  ، نه اینکه بخوام بگم خودم خوبم نه اینطور نیست چون توی محیطی که از شدت ریا و دورنگی در حال انفجاره نمیشه یکرنگ بود ، پس منم مثل بقیه افراد جامعه ام ، ریا کار دورنگ ، حتی چند رنگ

دلم برای حال و هوای فیلم های فارسی تنگ شده ، درسته ، میدونم خیلی آب دوغ خیاری بودن اما یک جورائی سرشار از صفا و صمیمیت بودن توی تمام فیلم هاشون مردی و مردانگی حرف اول رو میزنه مثل فیلم های امروزی نبودن که سوژه اصلیشون فقط و فقط کلاهبرداری و اختلاس و نامردیه

دلم بدجوری برای ایران قدیم تنگ شده روزهائی که بوئی از پیشرفت هم نبرده بودیم ، اما ....

اما مردونگی و ایثار توی چشم های مردم موج میزد ، انگار همه با هم مسابقه مردبازی میدادن اما حالا با این همه پیشرفت انگار مزه بنز و" بی ام و" بدجوری " هارمون " کرده  ، انگار مزه استخر روباز تابستون و سربسته زمستون باعث شده پا روی سر همدیگه هم بگذاریم ، انگار مزه پولهای باد آورده طوری بیمارمون کرده که حاضریم در راهش سر بدیم مردونگی و معرفت که دیگه جای خود داره

ای داد و بیداد که چه بر سرمون اومده چه چیزی از اون هم صفا و صمیمیت با این روزمون انداخته که به خاطر پست و مقام مجیز گوی این و اونمون کرده

ای داد و بیداد بر ما که به خاطر یک لقمه نون چرب تر زبونمون رو به چه چاپلوسی ها و چه ریاکاری هائی که باز نکرده

داد و بیداد که تا باد چنین باد

وای برما

ای کاش میمردم و توی سالهای بی ریای ایران زمین به دنیا میاومدم روزهائی که ماشین خوب داشتن ملاک برتری نبود و مردانگی حرفی برای گفتن داشت

ای کاش ای کاش

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/11ساعت 2:56 PM  توسط ِام نخعی فر  |