قضیه رو نمیتونم خیلی باز کنم چون شاید اون دوستم راضی نباشه اما سر بسته بگم که میگفت میخواستم برای یک دوست قدیمی کلی خاطره و داستان و دوست داشتن رو زنده نکنم اما اون فکر کرد من اینقدر دوسش نداشتم که نخواستم حتی ببینمش ، حالا من هم میخوام بگم
گاهی وقتها قضایا اونجوری که ما فکر میکنیم نیست و درست برعکسه ، برعکس اونچه که ما فکر میکنیم
میگید نه شاید شما هم روزی مثل همین دوست من گرفتارش بشین ، اما نه امید دارم هیچ وقت دچار سوء برداشت رفتاری نشید
پی نوشت : اصلا بگذارید مثالی بزنم ، شما قراره یک دوست قدیمی رو ببینید اما ممکنه این دیدار باعث زنده کردن همه چیزهائی بشه که دیگه قابل زنده کردن نیست و حتی ممکنه زنده کردن اون خاطرات برای طرفین فقط دردسر ایجاد کنه، حالا شما چه تصمیمی میگیرید ؟ آیا این دیدار پر دردسر رو برگذار میکنید و یا اینکه این دیدار رو به این دلایل کنسل میکنید ، خوب فکر کنید بعد جواب بدید
نوشت (۲): دوست عزیز آقای " مجید ملک " امر شما مبنی بر تصحیح نوشته انجام شد