تبليغاتX
ِام نخعی فر - دروغ های بی جزا

ِام نخعی فر

زبان سرخ و سر سبز را توامان داشتن نشانه آزادی است ( خودم )

این روزها چیزهای جدید زیادی در این مملکت باب شده است که تقریبا هیچ کدامشان قابل درک و هضم توسط حداقل ما مردم عادی نیستند (البته برای نخبگان و عقلا بیشتر قابل هضم نیستند ) اتهام های بی پایه و اساس و دروغ های شاخ دار و محکوم کردن های خارج دادگاه و حکم هایی که هیچ قاضی صادر نکرده است ، اما آنچه که این روزها بیش از هر چیزی باب شده و البته از همه هم زشت تر و منفور تر است دروغ های شاخ دار است

دروغ های شاخ دار آنچنان در این مملکت باب شده است که عده ای دهان خود را باز کرده و هر چه که دهان عزیزشان به آن بچرخد همان را حواله منتقدین و یا معترضین به نظریات خود میکنند که گه گاه آنقدر این دروغ ها شاخ دار است که بعد از روشن شدن حقیقت مسئله اگر به واقع کسی قرار بود ذره ای وجدان انسانی داشته باشد دست کم از صندلی چسب ناک خود جدا میشد اما اینجا نه تنها از این صندلی گرم و نرم جدا نمیشوند بلکه برای روزهای بعد خود باز هم دروغ شاخ دار تر دیگری را روانه افکار عمومی (که این روزها برابری میکند با چند عدد بال مگس )میکنند  

شاید از من بخواهید مثال بزنم خوب البته ابن کار را هم خواهم کرد اما این را همگی میدانیم که اینقدر زیاد هستند که در یک پست که چه عرض کنم درکل فضای بلاگفا هم نمیگنجند و اما دروغ ها که البته مشتی نمونه خروار هستند

اول اینکه پس از شهادت معصومانه محسن روح الامینی یکی از مسئولین عنوان کردند ایشان بر اثر بیماری مننژیت (که احتمالا به یکباره در بازداشت گاه از آسمان برایش نازل شده بود ) فوت کرده است که پس از چند روز با گزارش پزشکی قانونی مشخص شد ایشان بر اثر شکنجه و ضربات وارد بر سر جان سپرده است

دوم اینکه عده ای در چند سایت بسیار راست گو که الحق و الانصاف باید اسمشان را به صداقت عوض کنند چون با مسمی تر است فرموده بودند آقای خاتمی در سفرش به الجزایر گریزی به مصر هم زده است و با یک هسئت بلند پایه آمریکائی دیداری داشته است آن هم در مورد انتخابات و البته با این پیش بینی که اصلاحات در حال شکست مفتضحانه ای است و از این حرفها

و ....

و هزاران تهمت ناروای دیگر که زده شد و هزاران دروغ شاخ دار دیگری که گفته شد و البته بعد از روشن شدن واقعیت مثل همان مننژیت " محسن روح الامینی " هیچ کس از هیچ کس عذر خواهی هم نکرد چون ظاهرا نیازی نبود و احتمالا اولیای دروغ های شاخ دار هم فرمودند همینی که هست میخوای بخوا نمیخوای نخوا

باور کنید بعضی از این دروغ ها آنچنان وحشتناکند که انگار تا به حال و قبل از سال ۸۴ این مملکت نه سازمان اطلاعات داشته  و نه نیروی اطلاعاتی و همگی خواب بوده اند و یا وجود نداشته اند که این همه رانت و دزدی و غارت بیت المال و خیانت و جاسوسی اتفاق میافتاده و آب از آب هم تکان نمیخورده است

البته ما خیلی هم کودک نیستیم و این را حداقل میفهمیم که همه اینها بازی های سیاسی است و بهانه هائی برای حذف عده ای از نیروهای وفادار به همین مملکت

هیچ کس از خود نمیپرسد که اگر آقای خاتمی میخواست کودتا کند و نظام را  از هم بپاشد آیا نمیتوانست و اصولا بهتر نبود در زمانی که در مسند قدرت بود این کا ررا انجام دهد

هیچ کس از خود نمیپرسد اگر مملکت در ۲۵ سال قبل از ۸۴ در حال ویرانی و خرابی و دزدی بوده است چرا آن روزها رفاه عمومی و وضع و اوضاع بازار بهتر بود (این یکی را که ما مردم عادی بهتر از دیگر ان میفهمیم )

ای کاش میشد روزی را ببینیم که رجال سیاسی این مملکت و یا حداقل گروهی انحصار طلب موجود در مملکت میتوانستند ملی فکر کنند و بجای آنکه به خاطر دو روزی بیشتر در قدرت بودن تمامی دستاوردهای دیگر نیروهای انقلاب و ایران را بر باد دهند و زیر سئوال ببرند کار خود را به بهترین شکل آنچنان که وظیفه ایجاب میکرد انجام میدادند و در نتیجه در موقع انتخابات دست و دلشان نمیلرزید

به امید آن روز

 

 

 

پی نوشت : ای کاش بعد از هر دروغ لااقل از خداوند عذر خواهی کنند و مخفیانه از قربانی دروغ های خود هم حلالیت میطلبیدند

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/16ساعت 11:17 PM  توسط ِام نخعی فر  |